جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

338

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

معمولا دور اجاق آتش كه بر روى زمين است مىخوابند . سطح داخلى ديوارهاى حياط را وقتى با آهك سفيد كرده بودند كه بعدا به كلى از بين رفته و تمام ديوار يك‌پارچه گل مىنمايد . وقتى كه مسافرى خسته و درمانده وارد اين محوطه مىشود چاپارچى يا سرايدارباشى كه گاهى ظاهرا لباس رسمى بر تن دارد پيش مىآيد و از تازه‌وارد استقبال مىكند و گفت‌وشنودهاى پرحرارتى براى يافتن اسب‌هاى تازه‌نفس در اصطبل ردوبدل مىشود و در حينى كه جواب‌هاى مساعد و يأس - آور قطعيت مىيابد بارها را از پشت اسبها پائين مىاندازند و در چابوترا جمع مىكنند . در اين وقت مسافر انگليسى طاق‌باز كاملا دراز مىكشد و يا اينكه يك فنجان آشاميدنى داغ يا چاى فراهم مىكند . نوكر ايرانى هم قليانى كه هميشه فراهم است مىكشد و حيوانات خسته از تمام باروبنه غير از پوشش نمدين خلاص مىشوند و آنها را ده دقيقه آهسته بالا و پايين و سپس به سمت آب مىبرند . در ظرف يك ربع ساعت اگر بخت يار باشد و گرنه در عرض يك يا دو ساعت اسبهاى تازه‌نفس جلو مىآورند . مسافر اسب خود را انتخاب نموده باز سوار مىشود و راه بىپايان و ناهموار را از نو دنبال مىكند و اگر حيوان تازه‌اى آماده نباشد و يا مسافران ديگر از او زودتر آمده و برده باشند تازه اول گرفتارى عظيم است ، زيراكه بعد از مثلا دو ساعت صبر و انتظار طاقت‌فرسا باز همان حيوانات بيچاره را كه او را از منزل قبلى حمل كرده بودند براى سوارى پيش مىآورند كه از نو با جان كندن و زور شلاق بيست و پنج ميل ديگر بروند و بايد صادقانه اعتراف كنم كه دلسوزى من پيوسته متوجه حال اسب بود نه سوارش و با تلاش و زحمت روزانه و بلكه هر ساعت كه حيوان بيچاره برعهده داشت باز جاى تعجب بود كه بوسيلهء نهيب و ترغيب قادر بود قدمى بردارد . بالاخانه - حال فرض كنيد مسافر به مقصد خود يعنى پستخانه رسيده و خواسته باشد شب را در آنجا بماند در اين صورت تكليف چيست ؟ جواب اين سئوال اطاقك چهارگوش بالاى دروازه ورودى است . به اين محل با پلكانى كه